مقالات و یادداشت ها

افراطیت مدرن در لباس دموکراسی

آوای سنت : گر چند تاختن به آمریکا وامپراتوری اش کهنه شده و همه ی جهان از دسیسه های شوم آن آگاهی کامل دارند و حالا ، برنامه هایش در افغانستان، عراق، سوریه، مصر و یمن بر همه گان هویدا گشته است ولی نظر به اینکه این دشمن بشریت هر روز لباس تازه ی به خود می دوزد وبا چهره های متفاوت برای استعمار کردن جهان فعالیت می کند و سرمایه های مادی و معنوی جهان به خصوص مسلمانان را با فوکس تمام می دزدند، از همه بیشتر قابل تامل است، این موضوع همیشه سر خط اخبار جهانی بوده است ومی باشد.

در جای خوانده بودم: جهان بعد از دو قطبی شدن ۱۹۴۵م (جنگ جهانی دوم ) وسر انجام به استقلال رسیدن نیم قاره در ۱۹۴۷ م. اسلام را به عنوان حریف سوم هر گز قبول نداشتند واسلام را شکست خورده میپنداشتند، اما بعد از فرو پاشی دیوار برلین رنگ سیاست تنها بر یک‌موضوع تمرکز داشت وآن لیبرال دموکرات غربی بود که در قالب دموکراسی و با شعار مردم سالاری خودرا یکه تاز میدان می پنداشت ، در چنین اوضاع مبارزات ملت های آزاده و تجارب ناکام استعمار گران یعنی آمیزش ملت های شرق با آمریکا خود به خود اسلام را یک باری دیگر به عنوان حریف دوم لیبرالیسم مطرح کرد، اگر چه داد و فریاد های بدون تفکری عده ی در این راه بر زخم های تازه التیام یافته ی اسلام نمک پاشید اما باز هم حقایق بر همه ظاهر گشت وجهان امروز باری دیگر نیاز شدید خودرا به اسلام ناب محمدی میبیند.

دشمنان اسلام از نخستین روزهای که این دین در دشت های سوزان و لم یزرع مکه تابید تا عصر تکنالوژی از هر نوع دسیسه ی برای متوقف کردن حرکت های اعتدالی اسلامی دریغ نکردند ومسلسل کمر بستند ومرتب آن را کوبیدند، اما قرآن کریم آن را پیشتر به صراحت اعلان نموده بود”قد بدت البغضاء من افواههم وما تخفی صدورهم اکبر ” هر آینه از لحن سخن شان دشمنی شان آشکار شد وآنچه را سینه هایشان نهان میدارد بزرگتر است.

تولید دموکراسی (دموکراسی نوع غربی آن) در جهان اسلام کار ساده ی نبود و غرب با مصارف هنگفت در فیصدی های پاین به این مقصد خود در حال رسیدن است که اینک داستان دو باره ی” ذهب الله بنورهم وترکهم فی ظلماه لایبصرون ” را از نو مشاهده میکنیم.

غرب با همه امکنات بر جهان اسلام از دسیسه های دموکراسی و مردم سالاری پیش آمد و چهره ی خشن کمونیزم را به تفرقه افگنی به تجربه گرفت واما خودش در میان تاریکی های مطلق، قرار گرفته و جهان امروز تماشا گر این موضوع میباشد.

آنچه در این روزها در آمریکا اتفاق افتاده موضوع ساده ی نیست که از آن سرسری باید گذشت، این موضوع از نخستین دودمان پسر بچه ی خلف انگلیس اتازونی ( آمریکا) موجود بوده است وقربانی های زیادی را از رنگ پرستان و متعصبین قرن و فرزندان خلف شان در جهان در حد پیشرفته ی آن گرفته است، شعله های که گاه و ناگاه در گوشه و کنار افروخته میشد و مهر تکذیب این مفسدون را که باشعار مصلحون به میدان آمده اند آشکار میکرد، حالا نمیتوان رنگ پرستی را یک موضوع کوچک دید وفردی پنداشت، چون این حرکت رذیلانه در جوامع رشد میکند و به بالنده گی میرسد واین افراد است که آهسته اهسته با آن تزویج می کنند و بعد پسر به این وقاحت به میدان می آید و چالش می آفریند، آنچه که می خواهم بگویم اینست که ملت های مسلمان اعم از دارا و فقیر خنجر به دست برای به کرسی نشاندن اهداف و منافقت های آمریکا یکدیگر را میخورند و کشور های خود را رینگ بازی برای غربیان ساخته اند درست متوجه موضوع شوند که اربابشان آنچه را ادعا میکند نیست ، و این همه دسیسه برای استعمار مدرن در جهان سوم است که ما نمیدانیم،حقوق بشر در حد یک سکوت خطر ناک برای ما کار کرده است، ما که امروز لبهای خودرا به دندان می گیریم و از آسمان خراش های آمریکا دهن مان التهابی می شود چشمانمان راباز نموده همه جهان را به مقایسه بگیریم وتحرکات این پدیده ی شوم یا همان افراطیت مدرن را تحت نظر داشته باشیم هرچند لقب افراطیت را غربیها به ما نسبت میدهند ولی اکنون خودشان برای جهان ثابت نمودند که افراطیت در کجاست، افراطیت که هر هر روز در گوشه گوشه ی جهان به لباس دموکراسی شاخ و شانه میکشد و بر هیچ کس ترحم ندارد وطی این سالها ملیون ها انسان را به کام مرگ کشاند وناله های اطفال را با بوغ ماشین ها و تانگ ها هماهنگ ساخت، یک طرف سرمایه ها ی مادی را به یغما کشید و طرف دیگر از جوان شرقی عروسکِ ساخته است تا با مودل موی هایش بازی کند و هیچ اراده ی در آن تولید نشود وفرهنگ ها را به تاراج کشیده است که تدین نشانه ی عقب گرا بودن معنا میدهد.

این راه نجات بشریت نیست، حتی بزرگان هم در گذشته ها چنین هشدار های داده بودند که جنگ آینده ی جهان در ظاهر اقتصادی و در خفا جنگِ برای دین ستیزی و فرهنگ گریزی ملت هاست.

آمریکا نقش پیشرفته تری نازیسم یا همان فاشیسم هست که به این ایدولوژی ملت های زیادی را احمق ساخته است و در رأس‌شان بادرانشان را خریده است تا نتوانند بجنبند و یا کاری کنند…

کافیست ما به نیروی جوان خود باور کنیم و تجربه ی بزرگانمان را به کتلاک زنده گی تبدیل نموده خط مشی تعین نمایم تا همه با هم از چنگال این اهریمن بزرگ وسم های ویرانگرش رهایی یابیم.

با احترام عطاء الله ذاکری  . محصل حقوق وعلوم سیاسی

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن