مقالات و یادداشت ها

لطفاً تا به مرگ مدرسه نرسیده ایم؛ چاره ای بیاندیشید!

مجید زارعی

آوای سنت : ترک تحصیل موضوعی است که از نظر کارشناسان و روانشناسان نمی توان به سادگی از آن گذشت چرا که بی توجهی به این مهم باعث خالی شدن مدارس و افزایش آسیب های اجتماعی می شود.

ترک تحصیل دانش آموزان مقوله ای است که در حال افزایش بوده و به نظر می رسد این حق تحصیل از نظر بسیاری ضرورت ندارد به ویژه برای دختران… از ازدواج زودهنگام گرفته تا رفتن به دام اعتیاد و مشغول شدن به کارهای سخت و غیراصولی با حقوق اندک و دیدگاه های سنتی و نبود امکانات و وضعیت معیشتی و… از جمله مواردی است که باعث ترک تحصیل دانش آموزان می گردد.

در همین زمینه «مجید زارعی» نایب دبیر اتحادیه روانشناسی و مشاوره ایران در یادداشتی به واکاوی این موضوع پرداخته است.

در این یادداشت آمده: تعلیم و تریبت و مشکلات مربوط به آن یکی از بحث انگیزترین مسائل در جوامع مختلف بوده و خواهد بود و یکی از مسائل مهم اخیر که نظام آموزش و پرورش را به تأمل فرا خوانده؛ همان موضوع «ترک تحصیل» دانش آموزان است که منجر به خسارت های اقتصادی، روانی و اجتماعی زیادی شده است، خصوصاَ در اجتماع ما که قرن ها مشعل دار علم و فرهنگ جهان بوده که در دامن دانش پرور خود هزاران فیلسوف، دانشمند، عارف، شاعر و ادیب را پرورانده است؛ هم اکنون شاهد شکست تحصیلی زیاد و پرحجم بوده و در مساﺋل تعلیم و تربیت فعلی خود نتوانسته به هدف مورد نظر برسد و حتی  می توان گفت در راه مانده، که بزرگترین معضل کنونی آن ترک تحصیل دانش آموزان است.

شناخت علل فردی، خانوادگی و اجتماعی از یک طرف و علل ساختاری و آموزشی نظام تعلیم و تربیت از طرف دیگر تحلیل مسائل را برای ما پیچیده تر کرده است. پدیده ای که به یکی از دل مشغولی ها و نگرانی های اصلی آسیب شناسان مبدل شده است. هر چند متأسفانه ارائه دقیق تعداد افراد ترک تحصیلی به دلایل مختلفی از جمله (وجود مراکز مختلف ارایه کننده، صلاح ندیدن آمار واقعی، تبعات بیان آمار این پدیده، اعلام نکردن اسامی دانش آموزان ترک تحصیلی تا پایان سال به دلایل پیدا و پنهان اداره آموزش و پرورش، کتمان نقاط ضعف نظام آموزش و پرورش و…) مشخص نیست؛ اما وجود قرائت های مختلفی در نزد مسؤلان و آسیب شناسان می تواند گواه بر گستردگی کمیت افراد مشمول ترک تحصیلی باشد.

مضافاً وقتی استان های کشور را از حیث وضع توسعه در نظر گیریم، شاید سهولت ترک تحصیلی در نزد استان های کم تر توسعه یافته و محروم تری چون استان کـردستان و شهرستـان های آن را بیشتر شاهد باشیم.

به همین دلیل، هدف عمده در این نگاشته آن است که بتوانیم با تحلیل این پدیده به آسیب شناختی بیشتر آن و دلایل ترک تحصیل دانش آموزان پی ببریم و آن را در یابیم.

اگر در ابتدا بخواهیم تعریفی برای مفهوم «ترک تحصیل» داشته باشیم می توان گفت: «حالتی است که دانش آموز توانایی ادامه تحصیل را داشته ولی به عللی از ادامه تحصیل باز مانده است!» که شاید پیش چشم، ذهن و گوش نشاندن دلایل آن راهگشا و نجات بخش واقع شود و کمتر شاهد چنین داستان غم انگیزی برای دانش آموزان این سرزمین باشیم.

باید بدانیم که ترک تحصیل با نظام آموزشی، اجتماعی و فردی ارتباط تنگاتنگی دارد و از عوامل ایجاد کننده آن در ابتدا می توان به عوامل خانوادگی اشاره کرد، عامل هایی مانند:

۱ـ مشکلات اقتصادی فراگیر و بیکاری سرپرست خانواده

۲ـ اختلافات و درگیری های خانوادگی

۳ـ درک نکردن فرزند و نداشتن شناخت کافی نسبت به فرزند خود

۴ـ آشنایی نداشتن با مسائل رشدی فرزندان خود در سنین مختلف

۵ ـ پایین بودن سطح تحصیلات و کم اگاهی والدین

۶ـ اعتیاد والدین

۷ـ بی مسئولیتی و کم ارتباطی والدین با مدرسه

۸ـ نبودن تکیه گاه مطمئن و امن در خانه

۹ـ بیماری والدین

۱۰ـ اولویت قرار دادن نان شب بر مشق شب توسط والدین و وادار کردن کودک به کار

۱۱ـ ناتوانی در تامین نیازهای اقتصادی و تحصیلی

۱۲- وجود خانواده پرجعیت و رشد بی مسئولیتی و ناتوانی والدین در تأمین نیاز دانش آموزان اشاره کرد؛ و به صورت ویژه تر می توان به مواردی چون (ازدواج زودهنگام و گاهی اجباری دختران ـ نیاز به نیروی کار دختران در منزل ـ  عرف دور شدن دختران از منزل، ضروری ندانستن امر سواد و ادامه تحصیل برای دختران از طرف خانواده ـ ترس از عوارض و ناهنجاریهای ناشی از ادامه تحصیل در دختران اشاره نمود.

و در مراتب بعدی می توان به مشکلات فردی دانش آموز پرداخت؛ که از عوامل فردی و شخص دانش آموزان می توان به موارد بسیاری چون:

۱ـ میزان هوش و استعداد پایین دانش آموز و نشانه های اختلال یادگیری

۲ـ پایین بودن انگیزه و علاقه تحصیلی

۳ـ معلولیت جسمی و ذهنی پیش آمده یا از تشخیص بازمانده و ضعف مهارتهای حرکتی( بخصوص در انگشتان)

۴ـ وجود ضعف بینایی و شنوایی

۵ ـ وجود مشکلات روحی و روانی و اختلالات رفتاری

۶ ـ نبود برنامه ریزی تحصیلی

۷ـ گرایش بیمارگونه به دوستان و همسالان و غیره … اشاره نمود.

 از عوامل دیگر تأثیرگذار در ترک تحصیل دانش آموزان می توان به عوامل محیطی و اجتماعی اشاره کرد. عواملی مانند:

۱ـ رشد محیط های نا امن و ناسالم اجتماعی

۲ـ تعامل با افراد و دوستان ناباب که به انواع بزهکاری و خلاف کاری ها آلوده اند

۳ـ تزریق نا امیدی و ناپیدایی آینده از سوی اجتماع

۴ـ مناسب نبود فضا، امکانات و تجهیزات آموزشی برای ادامه تحصیل

۵- در دسترس نبودن فضای آموزشی و فاصله ی طولانی آن با محل زندگی

۶ ـ نبود پوشش و خدمات دهی کافی و لازم توسط نهاد های حمایتی

۷ـ رفتار نامناسب معلم با شاگرد و ایجاد بیزاری و دلزدگی تحصیلی

۸ـ عدم برنامه ریزی صحیح مسئولان جهت هدایت و رشد کافی دانش آموزان

۹ـ نبود تیم متخصصین مشاور، روانشناس و مددکار در مدارس

۱۰ـ تراکم زیاد دانش آموزان در یک کلاس

۱۱- عملکرد ضعیف مدیران و نداشتن تجربه و تحصیلات کافی برخی از معلمان و حجم کتب درسی غیر استاندارد؛ بدون درنظر گرفتن نیاز سنی و روز کودکان

۱۲- پایین بودن سهم آموزش مهارت‌های زندگی و انتقال نیافتن مهارت ‌های مورد نیاز برای حضور مؤثر دانش‌آموزان در جامعه

۱۳-  وجود سیستم آموزشی بیمار و دانش کُش که در آن انگیزه های دانش آموزان را برای ادامه تحصیل کاهش می دهد و خلاقیت و نشاط را در آنان می میراند؛ اشاره نمود.

بنابراین در خصوص این آفت دانش سوز، چنین راهبرد و راهکاری در راستای پیشگیری، پیشنهاد می شود:

ـ درمورد نقش عوامل خانوادگی ترک تحصیل دختران پیشنهاد می شود نهادهای ذیربط از جمله سازمان آموزش و پرورش و بهزیستی و صدا و سیما آگاهی های لازم را به اجتماع بدهند و رضایت والدین و عوامل دیگر را مرتفع سازند و قانون منع ازدواج زودهنگام را تا سن ۲۰ سال به تصویب برسانند.

ـ زمینه های حمایتی مناسب برای تحصیل همه دانش آموزان توسط دولت فراهم شود.

ـ در مورد نقش عوامل محیطی و محیط زندگی ترک تحصیل دختران پیشنهاد می شود که سازمان آموزش و پرورش جهت پیشگیری از ترک تحصیل دانش آموزان دختر در نزدیک ترین محل به زندگی دانش آموزان و متناسب با نیاز فیزیکی و دیگر نیازمندی های آموزشی آنان را فراهم سازد.

ـ در مورد نقش عوامل مربوط به مدرسه پیشنهاد می شود که سازمان آموزش و پرورش جهت پیشگیری از ترک تحصیل دانش آموزان دختر تجهیزات آموزشی و امکانات متناسب با نیاز دانش آموزان دختر به خصوص در مناطق محروم را فراهم نمایند و نیازهای نرم افزاری و سخت افزاری را مرتفع سازد.

ـ زمینه های حمایتی مناسب برای تحصیل همه دانش آموزان توسط مجریان و مدیران فراهم شود.

ـ تقویت مشارکت و همکاری والدین در امور مدرسه و مسائل آموزشی از طریق برگزاری جلسات توسط رؤسای آموزش و پرورش و یا مدیران محوری صورت گیرد.

ـ ایجاد ارتباط بین مدرسه و اجتماع از طریق جذب افراد موفق تحصیل کرده همان مدرسه یا دعوت از متخصصین بومی برای سخنرانی در جمع دانش آموزان و والدین، جهت ایجاد باور مثبت به تحصیل ضرورت دارد.

ـ ایجاد برنامه های تحرک بخش و مربوط مانند برگزاری اردوهای علمی ـ موزشی و تفریحی به منظور افزایش جایگاه منزلتی مدرسه به عنوان یک بستر مناسب رشد و اهمیت دادن به نوآوری، ابتکار و خلاقیت دانش آموزان اهمیت دارد.

ـ تحویل و توزیع کتاب کمک درسی و مشاوره تحصیلی رایگان و شناسایی بی انگیزگی تحصیلی دانش آموز پیش از مرگ سهراب های نازنین، در دستور کار قرار گیرد.

ـ تأسیس صندوق رفاه دانش آموزی و جذب خیرین جهت پوشش و ساماندهی هرچه بیشتر دانش آموزان ایجاد گردد.

ـ پیگیری و اجرای کامل قانون ممنوعیت کار و حمایت از کودکان الزامی شود.

ـ ایجاد و اصلاح راه های ارتباطی میان محل زندگی و مدرسه  تسهیل شود.

ـ تولید مواد یادگیری مرتبط با نیازهای روز دانش آموزان و افزایش خلاقیت، امید و انگیزه تحصیلی

ـ اصلاح نگرش منفی نسبت به تحصیل از طریق مراسم های فرهنگی و برگزاری کلاس های فرزند پروری و تربیت کودک؛ در راستای افرایش مهارت های فردی و اجتماعی والدین

ـ توسعه کلاس های سواد آموزی برای والدین و پیگیری اجرای کامل قانون تحصیل اجباری.

– تمرکز بر روی تک تک دانش آموزان؛ زیرا به عقیده پژوهشگران انجمن بین المللی مطالعات آموزشی آمریکا NEA)) مرکز آموزشی می تواند در زمینه آموزش و پرورش دانش آموزانی موفق عمل کند که از وضعیت آموزشی، پرورشی دانش آموزان آگاه باشد. این تمرکز با کاهش تعداد کادر آموزشی و انتخاب افراد زبده، ارتباط منظم و مؤثر والدین و اولیای مدرسه، ارتباط صمیمانه (در حد معقول و منطقی) بین دانش آموزان و آموزگار، کاهش تعداد دانش آموزان در هر کلاس (حداکثر بین ۱۳ تا ۱۸ نفر)، برنامه ریزی منظم برای رسیدگی به وضعیت درسی دانش آموزان، برگزاری کلاس های تقویتی و وجود متخصصین روان شناسی و مشاوره به صورت منظم، به منظور رفع ضعف های آموزشی می تواند مفید و مؤثر واقع شود.

ـ گسترش زمینه تحصیلی یکسان؛ محدود کردن رشته های تحصیلی و القای این باور که ادامه تحصیل در برخی رشته های تحصیلی ضامن موفقیت بوده و ادامه تحصیل در سایر رشته ها، آینده روشنی را به دنبال ندارد، دانش آموز را نسبت به تحصیل دلزده می کند. این نکته به ویژه در دانش آموزانی که به ادامه تحصیل در برخی رشته ها علاقه نداشته و فقط به اجبار اجتماع، والدین و مدرسه ادامه تحصیل در این رشته ها را بر می گزینند حائز اهمیت بوده و عامل اصل بی علاقگی نسبت به تحصیل آنان است. بنابراین مدرسه و در گام بعدی اجتماع و والدین موظفند تا زمینه تحصیل و موفقیت و آینده روشن همه رشته های تحصیلی را برای دانش آموزان فراهم کنند.

ـ تسهیل ارتباط بخش آموزش و اشتغال؛ ارتباط مؤثر بین بخش آموزش و اشتغال نه تنها باعث می شود آموزش ها جهت یابی صحیحی داشته و به سمت و سوی برآوردن نیازهای اجتماع و چرخاندن چرخ های اقتصادی گام بردارد، بلکه دانش آموزان اطمینان می یابند که پس از فراغت از تحصیل و تحصیل در هر رشته ای، بیکار نخواهند ماند. ترس از بیکاری پس از اتمام تحصیلات (چه پس از اخذ مدرک دیپلم یا فارغ التحصیلی از دانشگاه) و باور به هدر رفتن سال های مفید جوانی به دلیل ترس از بیکاری پس از تحصیل، در مقایسه با افراد تحصیل نکرده ای که وارد بازار کار شده و از شرایط به مراتب بهتری نسبت به افراد تحصیلکرده برخوردارند، دانش آموز را از تحصیل دلزده می کند. در حقیقت مقایسه دائمی قشر تحصیلکرده و بیکار و تحصیلکرده و کم درآمد با قشر تحصیل نکرده و حتی بیسواد با درآمد بالا، یکی از دلایلی است که بسیاری از دانش آموزان را از ادامه تحصیل باز می دارد. وضعیتی که در کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته به وضوح مشاهده می شود.

ـ ارتقای سطح کیفی آموزش ها و شروع زود هنگام آموزش ها؛ پژوهش ها نشان می دهد ارتقای سطح کیفی آموزش ها، شروع آموزش ها به صورت جدی از دوره پیش دبستانی؛ پر بار کردن مباحث درسی ارائه شده در دوره های گوناگون تحصیلی؛ ایجاد اشتیاق و علاقه به تحصیل و فراگیری آموزش های ارائه شده با انتخاب مباحث درسی که خلاقیت و اشتیاق دانش آموزان را پاسخگو باشد و… عوامل مؤثری جهت جلوگیری از دلزدگی و ترک تحصیل دانش آموزان است. به هر میزان دانش آموز از فراگیری لذت ببرد، به همان میزان امکان دلزدگی از تحصیل برای او کاهش می یابد. از سوی دیگر حذف مباحث درسی وقت گیر و ایستا و جایگزین کردن مباحث درسی که پاسخگوی حس اشتیاق، پرسشگری و خلاقیت دانش آموزان باشد، راهکار مناسبی جهت کاهش خطر ترک تحصیل دانش آموزان است.

ـ حمایت؛ همراهی والدین و اولیای مدرسه و به طور کلی همه افرادی که به شکلی در آموزش و پرورش دانش آموز نقش دارند، شاخصی برای تضمین موفقیت تحصیلی دانش آموز است. «اطمینان» از اینکه در شرایط بحرانی همواره فرد یا افرادی دانش آموز را «حمایت و هدایت» خواهند کرد، او را به ادامه مسیر دلگرم می کند. این حمایت باید همه جانبه باشد. به این معنی که دانش آموز باید از جهت روانی، عاطفی، اجتماعی، اقتصادی، فکری و… تحت حمایت قرار بگیرد و در بسیاری از موارد اصلاً نیاز به صرف هزینه نبوده و نیاز دانش آموز در حمایت هایی غیر از حمایت های اقتصادی تعریف شود.

ـ رفع تبعیض ها؛ هر یک از تبعیض های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، نژادی، قومی و… می تواند به تنهایی دانش آموز را از ادامه مسیر باز دارد. در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکا، شاخص ترین آمار ترک تحصیل، به ترتیب متعلق به دانش آموزان آفریقایی، آمریکای لاتین و آسیایی است. دلیل این امر جدا از تبعیض های اجتماعی، تفاوت های فرهنگی و به دنبال آن جدا ماندن از جمع دوستان و اجتماع، مشکلات اقتصادی خانواده ها، نابسامانی های روحی، روانی ناشی از این تفاوت ها در دانش آموز، ناتوانی در فهم آموزش ها به دلیل نداشتن تسلط کافی دانش آموز به زبان، فرهنگ و… کشور مورد نظر، پذیرفته نشدن از سوی جمع دوستان و حتی اجتماع، تبعیض های فاحش اولیای مدرسه به ویژه آموزگاران میان دانش آموزان رنگین پوست و سفیدپوست و…است. رفع این تفاوت ها و تبعیض ها راهکار مهمی جهت جلوگیری از ترک تحصیل دانش آموزان است.

ـ برای مسئولین آموزشی مهم است که ریشه های عوامل تأثیرگذار بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان را بشناسند، زیرا بسیاری از آنچه مسئولان و دست اندرکاران انجام می دهند یا می توانند انجام دهند در عملکرد تحصیلی دانش آموزان مؤثر است؛ از آن جا که بسیاری از دانش آموزان، اولیاء یا دست اندرکاران آموزش و پرورش، از اهمیت علاقه و درگیری تحصیلی دانش آموزان بر عملکرد تحصیلی شان آگاه  نیستند و ممکن است ناخواسته، به سمت بی تفاوتی نسبت به تحصیل سوق داده شوند، لذا برنامه ریزی و اجرای آموزش، با هدف افزایش درگیری تحصیلی ضروری است. به طورکلی معلمان و دست اندرکاران آموزشی می توانند با آگاهی از عوامل تأثیر گذار، افت تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی کنند یا در جهت افزایش این متغیر مهم، به آنان یاری رسانند.

ـ انجمن اولیاء و مربیان و مشاوران می تواند در جهت این هدف گام جدی تری بردارد. در زمینه عوامل فردی مؤثر برای جلوگیری از ترک تحصیل می توان با توجه به استعدادهای بالقوه فرد از طریق آموزش های مناسب در جهت رفع آشفتگی های عاطفی، هیجانی، مشکلات رفتاری و به منظور تقویت انگیزه دانش آموزان برنامه ریزی کنند؛ که به طور پویا در حل مشکلات و مسائل دانش آموزان و خانواده های آنان و هم چنین در ایجاد نگرش و انگیزش مثبت در والدین نسبت به کسب علم و دانش می تواند نقش موثری داشته باشد و به اولیای دانش آموزان در مورد فعالیت های درسی، نقش آن ها درموفقیت و پیشرفت تحصیلی و فضای مناسب یادگیری، ترغیب کودکان به مطالعه و یادگیری، اطلاعات لازم داده شود.

بنابراین در پایان می توان گفت: درک ضرورت خانه تکانی در تمامی ارکان آموزش و پرورش و استفاده از مدیران و مسئولان توانمند ،کلان نگر و آینده نگر به جای مدیران مصلحت اندیش و بی کفایت، باز تعریف در محتوای کتب درسی و اجازه ورود نخبگان علمی به جمع مؤلفان و روزآمد نمودن مطالب درسی و نیز اصلاح و بازتعریف اصول پذیرش و گزینش معلمان و اصلاح ساختارهای استخدامی در آموزش و پرورش علی الخصوص بازنگری استخدام از طریق جذب نیرو از نهضت سواد آموزی و جایگزینی این سیاست با به کارگیری فارغ التحصیلان دانشگاه ها که سطوح عالی تحصیلی را طی نموده اند و نیز سامان بخشیدن به معیشت فرهنگیان و ارتقای منزلت اجتماعی آنان و اختصاص بودجه های جهشی برای ارتقا کمی و کیفی مدارس اقدامات ضروری محسوب می گردند‌.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن