مقالات و یادداشت ها

خودسانسوری در یک سازمان چگونه شکل می گیرد؟

یحیی سهرابی

آوای سنت : سانسور به معنی سکوت و بیصدا کردن اندیشه ها و احساسات افراد از مجاری قانونی و یا غیرقانونی، رسمی و غیررسمی و یا تهدید و سرکوب آنان است. این امر در گذشته که رسانه ها و اینترنت همه گیر نشده بود، ممکن بود اما با گسترش شبکه ها و پیام رسان های اجتماعی کنترل صداهای درون جامعه و یا یک جماعت و سازمان امکان پذیر نیست؛ به عبارتی در عصری که افراد هرکدام دارای چندین رسانه شخصی مانند فیسبوک،توئیتر، تلگرام و اینستاگرام اند نمی توان آنها را به سکوت واداشت و سانسور را بر آنها اعمال نمود.بااین حال در ساختارها و رژیم‌های اقتدارگرا، میل به اعمال سانسور بر شهروندان و گسترش سازوکارهای آن همواره پابرجاست و ساختارها خود مولد نیروهای سانسورچی هستند که وظیفه سازمانی خود را حذف و سانسور و پاک کردن نظرات دیگران می دانند.

اما موضوعی که اینجا می خواهم به آن بپردازم، «خودسانسوری» و حالتی است که سانسور، به سکوت واداشتن و حذف صرفا از مجاری رسمی و قانونی اعمال نمی شود بلکه از مجاری غیررسمی و ازسوی خود افراد و زیردستان در یک تشکل و یا جامعه بر دیگران تحمیل می شود که در قبال اموری که نمی پسندند و نسبت به آن معترض اند سکوت کنند.

اتفاقا خودسانسوری در عصر رسانه های اجتماعی و توسعه فضای مجازی نمود بیشتری پیدا می کند ؛ به این معنا که باوجود در دسترس بودن رسانه های شخصی، افراد به سبب اعمال فشارهای غیررسمی که ازسوی ساختارها و دیگران به جریان می افتد، وادار به سکوت می شوند و به نسبت اوضاع جاری سازمان ویا جامعه از بیان دیدگاههای انتقادی اجتناب می ورزند.

خودسانسوری پدیده ای کشنده است که از روی ترس و یا بازخورد منفی دیگران صورت می گیرد و به مرور موجب رکود، افسردگی و از حرکت ونشاط افتادن سازمان و نیروهایش می شود. ازسویی موجب کمرنگ شدن ارزشهای اخلاقی همچون صداقت، یکرنگی و شفافیت و رواج دورویی، هزارچهرگی و نفاق سازمانی خواهد شد. نفاق به این معنا که افراد هشدارها، نقدها و نارضایتی های خود را پنهان می کنند و چیزی برزبان می آورند که باب طبع مافوق باشد. درنتیجه ی این روند، ضعف ها و چالش های سازمانی از دید مسئولان و بالادستی ها آشکار نخواهد شد و همزمان آنها به مدح و ستایش شدن کاذب عادت خواهند کرد و شنیدن انتقادات بر آنها گران خواهد شد.

در سازمانی بانشاط و مشارکت جو، افراد هم کار میکنند وفعالیت خود را توسعه می بخشند، هم اینکه نسبت به امور جاری و تحولات سکوت نمی کنند و هرگاه لازم ببینند با اظهارنظرهای خود سازمان را نسبت به بهبود و اصلاح امور یاری می رسانند.

«موریسون» و «میلیکن» دو نظریه پردازی هستند که در مورد «خودسانسوری» سازمانی سخن رانده اند و جو و فضای سکوت را عامل مهمی در ایجاد سکوت سازمانی تلقی می کنند و معتقدند زمانی که بیان آزادانه نظرات ودیدگاهها برای افراد هزینه بردار شود و با اعمال فشار از جانب نیروهای مافوق مواجه گردند، محدود، طرد و یا حذف گردند، دیگر سکوت جای جسارت و صداقت در گفتار را خواهد گرفت.

یکی از مهمترین عوامل خودسانسوری سازمانی به سبک و مدل رهبری یک سازمان و کیفیت ارتباط بین رهبری و اعضای آن سازمان برمی گردد. شما تصور کنید که مدل ارتباطی میان رهبری و اعضا، «مریدی و مرادی» باشد و از همان ابتدا رابطه نه براساس عقل و منطقی سازمانی شکل گرفته باشد بلکه ارادت و عاطفه اساس مناسبات باشد، آیا اعضا می توانند درمقابل رهبر و مراد خود آزادانه و بدون لکنت اظهار نظر و انتقاد کنند؟ این مدل از رهبران انتظار ندارند از مریدان و شاگردان و فرزندان خانواده بزرگ جماعت و سازمان خود نقد و اعتراض و سخنانی بشنوند که رهبری ومدیریت ایشان را زیر سوأل ببرند و به نوعی بوی بازخواست دهند.زیرا اساس را همان ابتدا بر «سمع» و «طاعه» بدون چون و چرا گذاشته اند. درواقع خودسانسوری از همان ابتدا و به شکل ساختاری در مدل رهبری نهادینه شده است و بعدها که گرایش هایی لیبرال و آزادیخواه در جماعت و سازمان پیدا می شوند به مشکل می خوردند و این سرآغاز حکمفرمایی مدیریت رکود و سکون و سایلنت خواهد بود.

براین اساس، اگر اراده ای در سازمان پیدا شود که بخواهد این مناسبات را دستخوش تغییر و تحول نماید، بایستی دست روی مدل «مریدی و مرادی» نهد و آنرا دگرگون سازد و مبنای تعامل مافوق با زیردستان را منطق، استدلال و آزادی بیان قرار دهند. افراد دریک تشکل آزاد حق اظهارنظر امن دارند که بعد از انتقاد ازسوی کسی یا نهادی تحت فشار و پیگرد و محدودیت قرار نگیرند و درچارچوب سازمانی هم به وظایف محوله عمل نمایند، هم اینکه هرجا ضرورت داشته باشد خودسانسوری را کنار نهند و آزادانه اظهارنظر کنند.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن