تربیت فرزندانزن و خانواده

والدین و نوجوانان؛بخش نخست

سید محمد رضا مصطفایی

 آوای سنت : (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهُ عَلَیْها مَلائِکَهٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ )( اى کسانى که ایمان آورده ‏اید خود و خانواده خویش را از آتشى که هیزم آن انسانها و سنگهاست نگه دارید آتشى که فرشتگانى بر آن گمارده شده که خشن و سخت گیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمى ‏کنند و آنچه را فرمان داده شده ‏اند (به طور کامل) اجرا مى ‏نمایند! (تحریم :۶)

یکی از مسائل مطرح شده در اسلام، مسئله وظایف والدین در تربیت فرزندان است که در نظر قرآن جایگاه ویژه ­ای دارد.

در این بخش نگاهی به شیوه رفتار والدین با نوجوانان شان خواهیم انداخت. هرچند این سخن، بسیار گسترده می ­باشد و در واقع مبحثی نیست که دریک جلسه و یک ساعت، بتوان کامل آن را توضیح داد. لذا تلاش می ­شود در چند نوشتار چشم اندازی کلی از نوجوانی را به نمایش بگذاریم و اهمیت شناخت این دوره را تبیین نمائیم؛ چرا که توجه بیشتر والدین در زمینه تربیت فرزندانشان، به نتایج مثبت و بهتری در زندگی  منجر خواهد شد.

چرا والدین باید فرزندان نوجوانشان را به خوبی بشناسند؟

طبق یک اصل روانشناسی، تمام رفتارها، حرکات واعمال ما تابع نگرش­ها وذهنیت­ های ماست. ما نسبت به هرچیزی هر نگرشی داشته باشیم، رفتارهایمان خودبه ­خود تابع همان نگرش­ها و ذهنیت­ هاست. اگر ما پدیده یا چیزی را خوب بشناسیم، می دانیم چگونه با آن رفتار کنیم و اگر نشناسیم، نمی دانیم رفتار کنیم. پس برای رفتار درست با نوجوان شناخت خصوصیات و ویژگی­های وی لازم و ضروری است. از لحاظ سنی به چه کسی نوجوان گفته می­ شود و این شخص، چه خصوصیاتی دارد؟ چه رفتارهایی دارد؟ کدام رفتارش طبیعی وکدام رفتار وی غیر طبیعی است؟ چه هنگام ما می توانیم نگرانش باشیم؟ چه هنگام می توانیم نگرانش نباشیم؟ بنابراین باید تا اندازه ­ای این مجموعه شناخت را پیدا کنیم. شناخت ما از نوجوانان مان مانند کنار زدن ابرهای تیره و دیدن آسمان صاف است.

ورود از دوره کودکی به دوره نوجوانی مانند ورود از یک جاده­ ی آسفالته به یک جاده ی خاکی است؛ همانطور که در حین رانندگی و ورود به جاده خاکی سرعت مان را کاهش می­ دهیم و با احتیاط بیشتر رانندگی می ­کنیم رفتار ما با فرزندان نوجوانمان باید با احتیاط و بسیار آرام باشد و عملکردمان را هوشیارانه ­تر و مطابق با موقعیت جدید انتخاب کنیم.

ممکن است پرسیده شود نوجوان چه کسی است؟ 

روانشناسان بر سر این تعریف اختلاف نظر دارند؛ اما بیشتر آنها سن نوجوانی را حد فاصل دوره کودکی و دوره بزرگسالی یعنی ما بین ۱۳ تا ۱۹ سالگی می­ دانند. به عبارتی فرزندانی که وارد کلاس هفتم می ­شوند در واقع پا به دوره نوجوانی گذاشته ­اند. به عقیده روان­شناسان و تجربه زیسته افراد این دوره، حساس­ترین دوره، دوره شور، دوره احساسات زیاد، دوره عقلانیت کم، دوره تنفر، دوره تقابل با والدین، دوره تقابل با هر مرجع قدرت اعم از مدیر مدرسه، برادر یا خواهر بزرگتر و… است. ۳۰۰ سال پیش از تولّد مسیح (علیه السلام)، ارسطو چنین اظهار داشت: نوجوانان پرشور و آتشی مزاج ­اند و آماده ­اند که خود را به دست غرایز بسپارند.

ما که در آموزش و پرورش و مدارس فعالیت داریم بر این عقیده ­ایم که از میان این سه دوره­ تحصیلی یعنی ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم؛ متوسطه اول یا همان راهنمایی قدیم از حساس­ترین دوره های دانش ­آموزی برای مجریان تعلیم وتربیت می باشد.

– چرا این دوره مهم است؟ چون در این دوره هم تغییرات رشد بدنی و هم  تغییرات رشد روانی و ذهنی برای یک نوجوان رخ می­ دهد. دوره نوجوانی دوره انتقال است؛ که در اصطلاح به آن برزخ می­ گویند. دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی. رفتار والدین در این دوره با فرزندانشان ناخودآگاه آسیب­ های جدی را به آنها وارد می­ کند. والدین غیر عامدانه نوجوانان را دچار سردرگمی می­ کنند و در آن واحد آنها را در دو دوره سنی کاملا متفاوت می­ نگرند. از طرفی به آنها می­ گویند تو دیگر بچه نیستی و از طرفی دیگر  به آنها می­ گویند تو بزرگ نشدی. والدین، خود با گفته ­های نسنجیده، بچه­ هایشان را در یک بحران قرار می­ دهند. نوجوان وقتی می­ خواهد یک رفتار کودکانه انجام بدهد، به وی می­ گویند تو دیگر بچه نیستی؛ و هنگامی می­ خواهد در مورد چیزی نظر خویش را بیان کند به وی می ­گویند سر جایت بنشین و در کار بزرگ­ترها دخالت نکن؛ چرا که هنوز بچه ­ای. دقیقا در اینجا نوجوان دچار بحران هویت می ­شود و نمی­ داند دقیقا باید چه­ کار کند و رفتار درست چیست؛ آیا کودک است و باید کودکی کند؟ یا بزرگ شده و باید مثل بزرگترها رفتار کند؟

این دوره دوره تغییرات است. چند نوع تغییر در نوجوانان رخ می­دهد:

تغییر جسمی: این تغییر در اوایل نوجوانی شدید است و حتی به آن جهش می­ گویند. شکل و اندازه اعضای بدن نوجوان تغییر می ­کند و قالب یا استیل کلی نوجوان از حالت کودکی افتاده و به بزرگسالان شبیه می ­شود. نوجوانان مرتب به آینه نگاه کرده و قیافه خود را ارزیابی می کنند.

تغییر جنسی: این تغییر شاخص مهمی برای ورود به نوجوانی است و در واقع با این تغییر فرزندان ما به تکلیف شرعی رسیده و مکلف می ­شوند. در پی این تغییر پسران و دختران نوجوان قادر به تولید یاخته ­های جنسی نر و ماده می­ شوند. همچنین آنها دارای صفات ثانویه جنسی که در هر کدام از پسران و دختران مشخص و مجزا است، خواهند شد.

تغییر انتظارات اجتماع: انتظار والدین و اطرافیان از فرد نوجوان تغییر می­ کند.

تغییر ارزش­ها: قبل از نوجوانی کمیت یک موضوع مهم برای فرزندانمان بود در حالی که در نوجوانی کیفیت برایشان اهمیت پیدا می­کند.

نوجوانی یک سن مساله آفرین است؛ یعنی چه؟ یعنی اینکه مشکل ساز است؛ چرا؟ چون تا وقتی در سن کودکی بودند والدین مشکلات شان را حل می­ کردند؛ ولی اکنون آنها در سنی هستند که باید یاد بگیرند که خودشان از پس مشکلات خویش برآیند. از نگاهی دیگر نوجوانان تمایل به استقلال و مستقل شدن دارند. نوجوانی سن جستجوی هویت است. نوجوانان از والدین سوالاتی می­پرسند که تاکنون از آنها نشنیده بودند.

من کی هستم؟ از کجا آمده ­ام؟ نقش من در اجتماع چیست؟ آیا من مفید هستم؟ یا مضر هستم؟ تا چه  اندازه می­توانم به خودم و توانایی­ هایم اعتماد کنم؟ تا چه اندازه می توانم مستقل باشم؟

این نوع سوالات را حتی اگر از شما نپرسند در ذهن شان وجود دارد. بنابراین این سن، سن بحران هویت است.  خودشان را نمی­ شناسند. در واقع حمایت والدین در این سن بسیار لازم و ضروری است. سن هراس و ترس است. ترس از اینکه از والدین واطرافیان شان طرد و رانده شوند. هم استقلال را می­ خواهند، هم از این استقلال هراس دارند. پیشتر گفتم که دوران برزخ است. خودشان دچار دوگانگی وتعارض شده  و این سبب ترس و هراس و ناراحتی خواهد شد. سن آرمان­گرایی است. اگر توجه کنید خواسته ­هایی مثل داشتن بهترین اتومبیل، بهترین خانه و بهترین ابزارها و امکانات زندگی را آرزو می ­کنند. خواسته­ هایی که در تصورات آنها وجود دارد و والدین به آنها  توجهی ندارند.

یکی از بزرگ­ترین آفت­ها و موانع برقراری یک ارتباط خوب و مفید، عدم شناخت طرفین ارتباط، از همدیگر است؛ همان مطلبی که در سطرهای آغازین به آن اشاره نمودم. وقتی والدین ویژگی­ها، انتظارات و خواسته ­های نوجوانان خویش را نشناسند چگونه می ­توانند رابطه ­ای دوستانه با آنها برقرار نموده و یا در پی برآورده شدن خواسته ­ها و نیازهای آنها باشند؟

اینجانب در پی یک پژوهش میدانی که از ۹۰ نفر دانش­ آموز دوره متوسطه اول (نوجوانان) به عمل آمد دو پرسش زیر را به منظور پی­بردن به خواسته ­های نوجوانان و دغدغه ­های آنها مطرح نمودم که به جواب ­های جالب توجهی دست یافتم.ادامه دارد…

سید محمد رضا مصطفایی

دکترای مدیریت آموزشی و استاد دانشگاه فرهنگیان کرمانشاه

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن